تبليغاتX
سبزه سرا

یکی از مواردی که بعضا موجب سردرگمی مردم در رابطه با معاملات شده است بحث عدم اطلاع آنها از سرنوشت  اجبار در معاملات است که در اینجا سعی میشود توضیحات  اساسی آن ارائه شود:ضمنا در ابتدا لازم به ذکر است که معادل کلمه عرفی اجبار در متون حقوقی و قوانین  اکراه  میباشد.

اکراه (اجبار) را دکتر کاتوزیان استاد برجسته حقوق ایران اینگونه تعریف نموده است:اکراه عبارت  از فشار غیرعادی و نامشروعی است که بمنظور وادار ساختن شخص بر انشاء عمل حقوقی وارد میشود و آزادی تصمیم گرفتن را از او میگیرد

.بموجب ماده202قانون مدنی اکراه با اعمالی حاصل میشود که موثر در شخص باشعوری بوده و او را نسبت به جان یا مال یا آبروی خود تهدید کند به نحوی که معمولا قابل تحمل نباشد در مورد اعمال اکراه آمیز سن و شخصیت و اخلاق و مرد یا زن بودن شخص باید در نظر گرفته شود.و موجب ماده 203 اگر فرد مکره( مجبور شده) بعدا معامله را تائید نکند  معامله مذکور باطل است.

 مطابق ماده 204 تهدید طرف معامله در نفس یا جان یا آبروی اقوام نزدیک او از قبیل همسرو اجداد و اولاد موجب اکراه است و تشخیض نزدیکی درجه برای موثر بودن اکراه بسته به نظر عرف است و بر اساس ماده 205قانون مدنی هرگاه شخصی که تهدید شده است بداند که تهدید کننده نمیتواند تهدید خود را اجرا کند یا بتواند تهدید را دفع کند و معامله را واقع نسازد آن شخص مکره محسوب نمیشود

نکته دیگری که باید بدانیم اینست که اکراه اگر چه ممکن است در نگاه اول با اضطرار اشتباه گرفته شود ولی با آن تفاوت اساسی دارد و اضطرار هیچگاه بموجب ماده 206 قانون مدنی نمیتواند باعث بطلان قراردادی شود چون در اضطرار فشار وارده بر فرد مضطر مستقیم نیست و نتیجه اوضاع و احوال است که فرد مضطر را به این نتیجه میرساند که معامله را انجام دهد و تهدیدی مستقیم از ناحیه شخصی در کار نیست.مثل کسی که بچه مریض دارد وبرای درمانش، اموال خود را آگاهانه به قیمتی بسیار پایین میفروشد.

موارد مذکور در ارتباط با بحث معاملاتی وحقوقی اجبار و تهدید بود ولی باید بدانیم که اجبار جرم محسوب میشود و بموجب ماده 688 قانون مجازات اسلامی هر کس با جبر و قهر یا با اکراه و تهدید دیگری را ملزم به دادن نوشته یا سند یا امضاء و یا مهر نماید و یا سند و نوشته ای که متعلق به او یا سپرده به او میباشد را از وی بگیرد به حبس از 3ماه تا دوسال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.

 .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 17:17  توسط بهمن خدائی  | 
مطالعه تاریخ انگلستان برای من بسیار آموزنده بوده به طور مشخص میبینم انگلیسیها به همه آنچه که دیگران برایش خون و خونریزی و انقلاب راه انداخته اند قبل از دیگران به آن دست یافته اند بدون شورشهای خونین و انقلاب و پرداخت هزینه های سنگین آن. انگلیس اولین کشوریست که پارلمان به معنی امروزی درآن شکل گرفته واولين كشوريست كه زنان در حق رای پیدا کردند و اولین کشوری است که نهادهای مدنی و بویژه احزاب قدرتمند در آن شکل گرفتند و... وقتی که داشتن زمین نقش اصلی را در مبادلات اقتصادی و بودجه دولت بریتانیا بازی میکرد خانها و فئودالها استدلال میکردند که حال که بودجه دولت بر گرده مالیاتهای ماست در اداره مملکت نیز باید نظر ما لحاظ شود و فشارهای بی امان آنها پادشاه را بر آن داشت تا از مطلقه بودن قدرتش دست بردارد و تن به تشکیل مجلس اعیان دهد و بعدا با انقلاب صنعتی و قوی شدن صنعتگران و گارگران این قشر نوظهور نقش عمده ای را در تامین هزینه های دولت بازی کردند و حالا مثل اعیان سهم خود از حاکمیت را طلب میکردند که تلاشهای آنان به شکل گرفتن مجلس عوام منجر شد و به مرور زمان قدرت از دست پادشاه به طور مسالمت آمیز و کمی محترمانه گرفته شد. مثلا هنوز هم قانونا انتخاب نخست وزیر از اختیارات پادشاه (ملکه)است ولی به هر حال این فرد باید برای کابینه اش رای اعتماد از پارلمان بگیرد و پادشاه به تجربه یاد گرفنه که رئیس یکی از دو حزب کارگر یا محافظه کار را که در پارلمان اکثریت کرسیها را تصاحب نموده به پست نخست وزیری انتصاب نماید. هنوز هم پادشاه (ملکه) هنگام امضای قوانین جمله ای را مینویسد که ترجمه آن به فارسی چنین است "پادشاه بر رعایا رحم نمود"!. حالا طرف مقابل ،در انقلاب عوام گرایی مفرط ، احساسات ، افراط و تفریط ، خالی کردن عقده ها ، خون و خونریزی و هرج و مرج حرف اول را میزند و نیمه ویران مملکت را آباد و نیمه آباد مملکت را ویران میکند و مثال آن بر عکس نوع انگلیسی چنان محسوس و متواتر است که مدعی را از آوردن دلیل بی نیاز میکند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 11:11  توسط بهمن خدائی  |